شيخ ذبيح الله محلاتى
219
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
پيش خود جمع نمود و بدين كلمات نصيحت فرمود و روى سخن بالياس داشت گفت ( من يزرع شرا يحصد ندامه و خير البر ما اعجله فاحمل نفسك على مكروهها فيما اصلحها و اصرفها عن مطلوبها فيما افسدها ) يعني كسى كه زراعت شر و فساد بنمايد پشيمانى درو خواهد كرد و بهترين نيكوئيها چيزى باشد كه به زودى بدست آيد اى فرزند هرگاه چيزى صلاح تو در آن باشد زحمات او را بر نفس خود بار كن اگرچه بر تو دشوار باشد و هرگاه چيزى موجب فساد تو باشد از اتيان آن خوددارى بنما و نفس خود را از او بازدار فضائل مضر چون نزار را اجل محتوم رسيد از ميان باديه با فرزندان به مكه معظمه آمد و اموال خويش را در ميان فرزندان خود قسمت كرد از جمله خيمهاى كه از ادبم سرخ بود و مقدارى از زر سرخ و چيزهاى ديگر كه مانند آن بود و رنگ سرخ داشت بمضر تفويض فرمود و ازاينجهت او را مضر الحمراء ناميدند و نزار گفت چون من از جهان بيرون شوم بقاياى متروكات مرا قسمت كنيد و اگر در ميان شما مشاجرهاى واقع شود برويد در نجران در نزد افعى كه از قبيله جرهم است و با پدر من معد آشنائى داشته و مردى كاهن و دانا بود نگذارد كه در بين شما كار بخصومت انجامد چون نزار از جهان برفت در ميان فرزندان بر سر ميراث سخن به قيل و قال انجاميد ناچار هر چهار برادر بار بربستهاند و بسوى نجران روان شدند در راه شترسوارى به ايشان تصادف كرد گفت ايجوانان من شترى گم كردهام آيا شما او را نديدهايد مضر گفت شتر ترا چشم راست كور بود اعرابى گفت بلى ربيعه گفت كه از دست راست شل بود گفت بلى اياد گفت كه دم او بريده بود گفت بلى انمار گفت كه شتر تو حرون و شرور بود گفت بلى گفتهاند ما شتر ترا نديدهايم اعرابى سخت به آنها درآويخت كه اين چگونه مىشود كه جميع علائم شتر من بگوئيد و آن را نديده باشيد اعرابى بنزد افعى رفت و شكايت از ايشان كرد كه اين